السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

14

تحرير الوسيله ( فارسى )

مالكش رسانده يا آن را فروخته و ثمن را استيفا نموده يا اينكه بدون تفريط او تلف شده يا آن را بيرون نياورده . مسأله 32 - اگر از شخصى مثلًا دينارى با رهن قرض كند و دينار ديگرى بدون رهن از او قرض كند ، سپس يك دينار را به او به نيّت اداى دين پرداخت كند ، پس اگر قصدش اين باشد كه اداى دينار رهن‌دار باشد همان ساقط مىشود و رهن آزاد مىگردد . و اگر قصدش اين باشد كه اداى دينار بدون رهن باشد رهن آزاد نمىشود و دين آن باقى مىماند . و اگر قصدش فقط اين باشد كه از دو دينار يك دينار ادا كرده باشد بدون آن‌كه دينار رهن‌دار يا بىرهن را تعيين نمايد ، آيا پرداختى او به حساب دينار بدون رهن مىباشد كه رهن باقى بماند ، يا پرداختى او به حساب دينار رهن‌دار مىباشد كه رهن آزاد شود ، يا بين آن‌ها تقسيم مىشود پس رهن باقى مىماند ، يا به مقدارى كه دين رهن‌دار پرداخت شده آزاد مىشود ، وجوهى است كه وجيه‌تر از همه بقاى رهن است تا يقين به فك رهن پيدا شود .